به گفتهٔ جواد طباطبایی تقسیم حکمت به عملی و نظری در آثار افلاطون و ارسطو نبود، بلکه توسط شاگردان ارسطو که کتابها را جمع کردند صورت گرفت.[۱]
افلاطون بر این عقیده بود که حکمت یا فلسفه نظری پذیرای هیچ تقسیمی نیست و کلیه علمها استنتاج هایی هستند از مجموعه واحدی از اصول نهایی، و اثبات این اصول کار علم اعلایی است که افلاطون آن را دیالکتیک نامید.[۲]
لیکن حکمت نظری نزد ارسطو و دانشوران اسلامی، در دانستن موجوداتی است که وابسته به حرکات ارادی اشخاص بشر نیستند. با توجه به اقسام موجودات این علم به سه شاخهٔ مابعدالطبیعه، ریاضی و طبیعی تقسیم میشود. هر یک از این علمها اصولی دارند و فروعی.
مابعدالطبیعه در نزد دانشوران اسلامی در شناخت موجوداتیاست که بودنشان وابسته به آمیختگی با ماده نباشد. که آن را علم برین، علم پیشین و یا به تازی علم اعلی میخوانند.
اصول مابعدالطبیعه خود به دو فن تقسیم شدی یکی علم الهی که شناختن خدا و ...
ادامه مطلب را بخوانید...
برچسب: حکمت نظری و عملی,حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه,حکمت نظری و عملی چیست,حكمت نظري و عملي,دانلود کتاب حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه,حکمت نظری وحکمت عملی,کتاب حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه,تعریف حکمت نظری و عملی,حکمت عملی و نظری ابن سینا,
نویسنده: سینا زمانی